تبليغاتX
جنگل آسفالت
کپی برداری از مطالب وبلاگ بدون اطلاع من ته نامردیه تو که نمیخوای نامردی کنی!!!
میخواهم از تو بنویسم ... از قلبی که برایت در حال تپیدن است

بنویسم که چطور عاشقت شدم.. که چه روزهای سختی را گذراندم

بنویسم که چطور به خدا التماس میکردم ... که شبها گریه ام با به خواب رفتنم بند می آمد

بنویسم که زمانه با من چه کرده است ... که چقدر شکسته شدم

بنویسم که آخر سر .. علاقه کار دستم داد و دلم را شکست

بنویسم که خرد شدم .. زیر پاهای عشقها و عاشقهای دروغین لهیده شدم

بنویسم که رفیقان با من چه کردند .. که رفیقان نا رفیق چه خنجرها از پشت نزدند

بنویسم که چقدر دوستت دارم ... بگویم که دست از لجبازی برداشتم

بنویسم که مرد و مردانه جلو آمدم ... بنویسم و تعهد بدهم که تا آخرش به پای عهدم می مانم

بگویم که دیگر چه کسانی از عشقم خبر ندارند؟ دروغ چرا بقال سر کوچه مونده فقط!!!

darde del

ادامه دارد....

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 30 مرداد1387ساعت 2:36  توسط محسن | 
در زیر باران زندگی... سعی میکنم خود را روی پا نگه دارم

طبیعت مرا صدا میزند و من هم به او جواب می دهم

کیست به من بگوید تو هستی هو شیار هوشیار

در خیالاتم قدم زدن زیر باران با تو را تجربه میکنم

ولی واقعیت کجاست؟ تو کجایی؟

چه تراژدی زیبایی چه صحنه هایی

یادم می آید این صحنه ها آرزوی چندی پیشم بود

باغ آرزوهایم با تو به بار می نشیند

تو هستی که آینده را لحظه به لحظه به من یاد آوری میکنی

در هراسم که نکند یک روز یادم برود

یادم برود که در آینده چه می خواهم .. چه شود

چه خوب است تو کنار من هستی

یادم می آوری و من به خودم یاد می آورم و خودم به خدای خود

چه التماس زیبایی چه خواهش پر تمنایی

به خدا التماس میکنم که بگذارد آینده خوب باشد

تا من تو و خود  و دیگران را با آرزوهایم خوشبخت کنم

walk in rain

            

+ نوشته شده در  سه شنبه 22 مرداد1387ساعت 2:5  توسط محسن | 
 

سلام  میخوام بازی که ازطرف فرنوش غزیز(کلبه عشق) دعوت شدم رو انجام بدم

بازی به این صورت هست که من باید ۵ تا بازگیر زن ،۵ تا بازیگر مرد

و ۵ تا فیلم مورد علاقه خودمو بگم و در آخر ۵ نفر رو دعوت کنم به بازی

اونهای که دعوت میشن باید تو وبلاگشون این کارو انجام بدن بعد دعوت کنن

بازیگرای زن مورد علاقه ام:

۱-الناز شاکر دوست ۲-نیوشا ضیغمی ۳-شیلا خداداد

۴-مهناز افشار ۵-گوهر خیر اندیش

بازیگرای مرد مورد علاقه ام:

۱-محمد رضا گلزار ۲-امین حیایی۳-محمد رضا شریفی نیا

۴-بهرام رادان ۵-  فردین 

فیلم های مورد علاقه ام:

۱-اخراجی ها ۲-شاخه گلی برای عروس ۳- نقاب

۴-گنج قارون ۵-گیس بریده

 

۵ نفری که دعوت شدن:

۱-آتوسای عزیز (کاش میدونستی..)۲-آقا سعید گل:(ترنم باران)

۳-آندرومدا ی عزیز ۴-غزال عزیز (مرز پر گهر)

۵-سمیه ی عزیز (از لبها تا قلبها)

 

سه شنبه شب آپ میکنم

 

+ نوشته شده در  دوشنبه 21 مرداد1387ساعت 1:27  توسط محسن | 
یکی بود یکی نبود

 یک اتاق بود و یک عاشق پشیمان

تنهایی بود و یک اتاق

شب و روزم یک اتاق بود و بس

یک کامپیوتر و چند آهنگ غمگین

یک جانماز بود و چند قطره اشک

دو تا شمع بود و فال حافظ

سوسوی چراغهای اتوبان بود و کاغذهای مچاله

یه دیوار بود و یه دل شکسته

یه چشم بود و اشکهای بی شمار

یه دل بود و هزاران غم

یه ذهن بود و هزاران فکر

یه دل شکسته بود و یه دنیا پشیمونی

یه نفر بود و یه عالم پریشونی

یه کوچه بود و قدمهای نیمه شب

یه کتاب بود و یه دنیا حرف دل

یکی بود یکی نبود

یه دل اومد و دلم را نوازش کرد

با این کارش زندگی رو بهم بخشود

یه دل اومد که مرا درک کند

یه دلی که نذاشت یه بارم از سر غم گریه کنم

بالاخره یه دل اومد که برای خود خودم باشد

 

قصه ی ما به سر رسید عاشق به معشوقش رسید

single

  

+ نوشته شده در  چهارشنبه 16 مرداد1387ساعت 0:44  توسط محسن | 
چه ساده است عاشق شدن

چه سخت است عاشق ماندن

چه ویرانگر است جمله ی دوستت دارم!

ولی چه زیباست این جمله

عشق مثل یک اسب سرکش در دلم میدود

عشق مانند کوره ای از آتش دلم را گرم میکند

عشق چه میکند با دل من ! چه میکند با دل تو!؟

عشق چه کرده است که اینقدر طغیانگرم!؟

عشق کاری نکرده است ... این ما هستیم که دیوانه میشویم

دیوانه و ویرانه ی عشق

alone love

 

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه 9 مرداد1387ساعت 1:39  توسط محسن | 
در دل پاتوق تنهایی هایم به شهر نگاه میکنم

به آسمان تاریک و چراغهای روشن

به این شب مهتابی نگاه میکنم

به ستاره هایش

نسیمی غبار آلود از غم می وزد

صدای جیر جیرک بند آمده

سوالاتی در ذهنم هست

سوالاتی از سر غم و کنجکاوی

به خودم میگویم تک تکاین چراغها

غمی در دل دارند

امروز چند نفر عاشق هم شدند؟

امروز چند نفر طلاق گرفتند؟

چند نفر عزیزشان از دست رفت؟

نمیتوانم به هیچ کدام جواب دهم

گیج هستم

آهنگ ملایم گوشم را می نوازد

بغض گلویم میشکند و شهر را بارانی میکنم

 tehran night

 

+ نوشته شده در  سه شنبه 1 مرداد1387ساعت 3:25  توسط محسن | 
سلام دوستان عزیز ... تشکر میکنم که تا الان همراه من بودید

یک سری اخبار دارم براتون بالاخره تونستیم یک ایمیل خصوصی برای وبلاگ بسازیم این ایمیل برای انتقادات و پیشنهادهای شما عزیزان هست... برای اطلاع رسانی سریع تر از به روز شدن وبلاگ به شما عزیزان از این ایمیل استفاده می شود.. محتوای ایمیل اطلاع رسانی زمان به روز رسانی و تاریخ و موضوع پست هستش ..

                                 E-mail:jangal.asfalt@gmail.com

خبر بعدی این هستش که در ماه (( احتمالا" اواسط هر ماه  )) نظر سنجی می کنیم .. لطفا" کم لطفی نکنین .... از اون دسته از همکارهای عزیزی که از وبلاگ خوششون میاد درخواست میکنم که لینک وبلاگ رو در وبلاگهای خودشون قرار بدن و به من هم اطلاع بدن که من هم قرار بدم لینکشون رو تا حق و نا حق نشه!!!

                        (( پیش به سوی وبلاگستانی عاری از هر گونه کپی ))

+ نوشته شده در  جمعه 28 تیر1387ساعت 1:55  توسط محسن | 
 

عاشقانه ها را در گوش دریا میگویم

از عشق میگویم و از عاشق

چه قایده؟ چه سود؟.....

دریا نمی فهمد عشق چیست و عاشق کیست!!!....

او میخروشد و من میجوشم

فریاد میزنم خدایا! نمیفهمد چه میگویم

تو می دانی چه در دل دارم.....

تو می دانی ! تو از من خبر داری!

خطاب به دریا میگویم

خیلی دو رویی! خیلی پستی!!! اما!

معرفتت زیاد است!!!!!

مرامت به دنیا می ارزد !!!! چرا؟؟؟

چون وقتی می نویسم : (عشق دروغ نیست!)

تو جمله هایم را با موجهایت پاک نمی کنی !

تا هر عاشقی مثل من دلگرم این جمله شود !

beach love

+ نوشته شده در  یکشنبه 23 تیر1387ساعت 1:12  توسط محسن | 

در سایه سار جنگل آبی آسمان .....

دلم هوای آفتاب چشمانت کرده بود

در دشت صداقت‌ واژه ها میرقصند ....

صدای بلبلان عاشق می آید

نم نم باران چشمانم گرفته است .....

چه باران قشنگی چه نم زیبایی

بوی نم چشمانم به مشامت می خورد می دانم....

چه بویی!بوی قشنگ عشق

دلم هوای آغوشت کرده است .....

دلم هوای دریای سینه ات کرده است

هوای ابری چشمانم طوفانیست!

طوفانی برخاسته از عمق صحرای تخیلم!

دریای اشکهایم خروشان است...

شبنمی که از دریا می آید ساحل گونه ام را تر کرده است

تو را در کنار خودحس میکنم ... با تو قدم میزنم

اما تو کجایی؟ واقعیت کجاست؟

اما چه کنم که تو نیستی و من اینجا تنها

به یاد دستام بر روی گیسوی تو می افتم

chashm be rah

+ نوشته شده در  سه شنبه 11 تیر1387ساعت 18:12  توسط محسن | 

کاشکی میشد بهت بگم چقدر صدات و دوست دارم

بازم مثل بچگیام لالایاتو دوست دارم

سادگیاتو دوست دارم خستگیاتو دوست دارم

چادر نماز زیر لب خدا خداتو دوست دارم

کاشکی رو تاقچه ی دلت آینه و شمعدون میشدم

تو دشت ابری چشات یه قطره بارون میشدم

کاشکی میشد یه دشت گل برات لالایی بخونم

یه آسمون نرگس و یاس تو باغ دستات بشونم

بخواب که میخوام تو چشات ستاره هامو بشمارم

پیشم بمون که نا ابد دنیا رو با تو دوست دارم

دنیا اگه خوب اگه بد با تو برام دیدنیه

باغ گلای اطلسی با تو برام چیدنیه

لالایی لالایی مـــــــــــــــــــــــــــــــــــا در

                                  ......

مادر نماد عشق نماد پاکبازیست

               مادر نشان مهر نماد هرچه نازیست

طوقیا به دست آور دل مادر

                مادر نشان عشق نشان عشقبازیست

                              ......

در تمام زندگی آرام جانم مادر است

                      مالک این جسم و روحم مادر است

طوقیا خواهی شوی بیمه عمر؟

                     دان که آن بیمه عمر از دعای مادر است

 

mother

  ........... این ابیات و این ترانه ی زیبا را به تمام مادران جهان مخصوصا" مادر خودم تقدیم میکنم و این روز رو به همه ی خانمها مخصوصا" مادر خودم و همدم گلم تبریک میگم.........

     

+ نوشته شده در  سه شنبه 4 تیر1387ساعت 0:44  توسط محسن | 

تو : میدونی؟ وقتی نیستی میخواهم باشی تا با تو حرف بزنم ... وقتی هستی نمیدانم در مورد چی حرف بزنم با تو .... اما همیشه وقتی می روی با آنکه معمولا" حرف خاصی نمیزنیم ولی فکر میکنم بهترین حرفها را به هم زدیم

من : میدانم منم چنین حسی را دارم ... نمیدانی در مورد چه چیزی حرف بزنیم؟ هه ... کافیه به چشمام نگاه کنی تا بهترین حرفها و بهترین لحظه ها رو بهم هدیه بدی ... عاشقت شدم به سادگی ... اما عاشقت کردم به سختی فقط میخواهم به چشمهایت خیره شوم کافیست که یک تلنگر به من بزنی تا زیر باران چشمانم با هم راه برویم.... کافیست بگویی کاشکی از گذشته اینطور بودی تا من هم شرمنده شوم و با اشکام از شرمندگی گذشته در آیم

ME & U
+ نوشته شده در  سه شنبه 28 خرداد1387ساعت 0:40  توسط محسن | 
دیشب در رویا هایم بوسه ای عمیق از  اعماق وجودم بر لبانت زدم.چه عاشقانه بود

دیشب در رویا هایم چه محکم در آغوشت کشیدم چه عاشقانه بود

در رویا هایم چه زیبا و چه آرام در آغوشم خوابیده بودی

چه شیوا و چه گیرا حرف دلت را به من میگفتی

من هم در اوج پرواز عشق این جمله را تکرار میکردم ( تو همیشه مال من هستی)

تو هم با بوسه ای از ته قلب به من اطمینان خاطر میدادی که ما دو نفر همیشه مال هم هستیم

چیزی مثل یک خار در چشم قلبم را می آزارد آنهم گذشته است

درست است که گذشته ولی وجدانم برای بدیهایم به تو در عذاب است

میخواهم در آغوشت بگریم اما نمیشود خیلی سعی کردم

ولی اینبار که در آغوشت پنهان شدم چهره ام را نگاه کن بغض آلود است

فقط تو میتوانی این بغض را ببینی به خاطر اینکه این بغض برای معصومیت تو است

من هم میتوانم موج عشق را در چشمان زیبایت ببینم

دلت را دریا کن تا من مثل یک ماهی در آن شناور شوم

من هم دلم را آسمان میکنم تا میتوانی در آن پرواز کن ای پرنده ی  نجات و خوشبختی من 

my love

+ نوشته شده در  سه شنبه 21 خرداد1387ساعت 17:47  توسط محسن | 

 دلم میخواهد باران ببارد
           هوا خیلی خشک است
دلم میخواهد باران ببارد
              شعرهایم خشکیدند
دلم میخواهد باران ببارد
             تا بتوانم تو را کنار خود حس کنم
دلم میخواهد باران ببارد
                تا بتوانم عشق را به همه هدیه کنم
دلم میخواهد باران ببارد
                 باران طراوت عشق است
دلم میخواهد باران ببارد
                چشمهایم خالی از اشک شده
دلم میخواهد باران ببارد
                هدیه ی باران به من تو هستی

 دلم میخواهد..

 


 

+ نوشته شده در  دوشنبه 13 خرداد1387ساعت 12:5  توسط محسن | 

چه قدر قهر و آشتی یادش بخیر

چه قدر درگیری و دوستی یادش به خیر

چه گریه ها و خنده ها یادش بخیر

چه روزهای خوبی یادش بخیر

یکسال بی خبر از تو ماندن چه سخت بود یادش بخیر

گذشته های تلخ و شیرین رفتند و ما ماندیم .. گدشته ها یادش بخیر

خوب است بعد یکسال با خبر های خوش آمدی

من هم با کوله باری تنهایی و خسته از گذشته آمدم

دیگر تنها نیستم دیگر خسته نیستم شاد و سر زنده از با تو بودن

حال که آمدی فریبای من ! خوش آمدی به نوشته هایم

 

                         این همه حرف از دل طوقی عیار نیست

                                           این همه سکوت است و فریاد نیست

                       گر میخواهی بدانی از دل طوقی عاشق

                                           این همه سحر فریباست و از ما هیچ نیست

                                                                                         محسن(طوقی)

              ::::......ای نوشته و این شعر رو با تمام عشق تقدیم به ناجی زندگیم میکنم.....::::

            ashegh

+ نوشته شده در  یکشنبه 5 خرداد1387ساعت 23:22  توسط محسن | 

 

میخواهم امشب بهترین ترانه را برایت بخوانم

             بخوانم که دیوانه ی تو شدم

                              بخوانم که چه کردی با من

بخوانم که در واپسین لحظات به دادم رسیدی

             میخواهم امشب دیوانه وار گریه کنم

                                   گریه کنم برای گذشته

میخواهم امشب پشیمانیم را فریاد بزنم

             پشیمانم . پشیمان تر از پشیمان

میخواهم امشب تا صبح با عکست حرف بزنم

                        حرف میزنم تا نگویند لال است

                            حرف میزنم تا همه به من شک کنند

                                          حرف میزنم میدانم که میدانی

میخواهم امشب خدا را شکر کنم

               شکر میکنم او را . شکری از ته دل

                         شکر میکنم خدای عاشقان را

                  او تو را به من داد

میخواهم امشب به رویاهایم دعوتت کنم

             میدانم که می آیی من هم مراقب تو هستم

میخواهم امشب تو را به فرشتگان معرفی کنم

          میدانم فرشتگان به پاکی و زیبایی تو غبطه میخورند

 میخواهم امشب از ته دل داد بزنم

              دیوانه وار عاشقت هستم ای گل زیبای من

میخواهم امشب......

                        .....

+ نوشته شده در  پنجشنبه 2 خرداد1387ساعت 11:34  توسط محسن | 

میدانم فاطمه(س) میدانست

              میدانست محسن(ع) سقط میشود

                                می دید حیدر کرار را دست بسته میبرند

فاطمه(س) میدانست قتلگاه علی محراب است

              فاطمه(س) میدانست حسن(ع) مسموم میشود

                                فاطمه(س) همه چیز را میدانست

       میدانست زینب(س) را به اسیری میبرند

                میدانست سر از تن حسین(ع) جدا خواهد شد

                             فاطمه(س) چه چیز را نمیدانست؟

فاطمه(س) میدانست رفتنی است

              فاطمه(س) صدای پدر را می شناخت

                            صدا میگفت نزد ما خواهی آمدصبر داشته باش

فاطمه(س) میدانست امت یک روزی پشیمان میشوند

             میدانست که باید یک عمر منتظر مهدی(عج) باشیم

:::::.......ایام فاطمیه به تمامی عاشقان و دلسوختگان بی بی دو عالم تسلیت باد.....:::::

ya fatemeh

+ نوشته شده در  دوشنبه 30 اردیبهشت1387ساعت 15:33  توسط محسن | 

باران می آید.

        منو تنهایی در باران راه میرویم

                       او از تنهاییش شاکی است

باران می آید.

             بارانی به طعم لحظه ها

                          به زیبایی لبخند بهار .

باران می آید .

                به لذت آغوش گرفتن تو

                            به مستی بوسه ای از کنج لبهای تو

باران می آید.

                 من تنها تو تنها او تنها و. ما تنها

                                 تا کی تنهایی؟تا کی انتظار؟

باران می آید

               در زیر باران من و تو ما میشویم صبر داشته باش

                             می آیم یک روزی می آیی یک روزی صبر داشته باش

باران می آید.

                        وقتی ما شدیم برای تک تک افراد عاشق دعا میکنیم

                                             آنها هم ما می شوند و ما را دعا می کنند که ما ما باشیم

باران می آید..........

rain

+ نوشته شده در  پنجشنبه 26 اردیبهشت1387ساعت 19:42  توسط محسن | 
چه قدر خوبه که آدم یکی رو دوست داشته باشه نه به خاطر نیازش ! نه به خاطر اینکه تنهاست و اجباره نه برای اینکه کسی رو نداره بلکه به خاطر اینکه اون طرف ارزش دوست داشتنو داره

                                                 *******

به کدامین جرم مرا محکوم به صبر کرده اند؟ جرم من فقط عاشقیست

                                               ********

در زمستان لیز خوردن بهونه ایست تا دست هایی رو که دوست داری محکمتر فشار بدی

                                           ************

دوست داشتن مثل بازی با الاکلنگه, اونی که عاشق تره همیشه خودشو میاره پایین تا عشقش از بالا بودن لذت بره

                                             *********

وقتي خاطره هاي آدم زياد ميشه ديوار اتاقش پر عکس ميشه اما هميشه دلت واسه اوني تنگ ميشه که نميتوني عکسشو به ديوار بزني

                                             *********

نخي كه داخل شمعه از شمع پرسيد:چرا وقتي مي سوزم تو آب ميشي؟شمع جواب داد:وقتي مي بيني يكي كه تو قلبته داره مي سوزه ، مگه مي توني گريه نكني؟؟؟

                                              ********

خدا به انسان دو دست داده دو تا پا داده دو تا گوش داده ولي ميدوني چرا يه دونه قلب داده براي اينکه بگردي دوميشو پيدا کني

                                      **********

در سكوت مي توان نگاه را معنا كرد و آن را با عشق به دل پيوند زد مي توان بهار را به ديدار برگهاي خزان زده برد و براي رازقي هاي اميد از عطر دوست داشتن گفت مي خواهم سكوت كنم و تنها به حرف نگاهت گوش كنم

                                             ********

كاش مي دانستي انتظار ديدنت چه مجازاتي است . . . شايد ديگه تنهام نمي زاشتي

                                                      love

+ نوشته شده در  یکشنبه 22 اردیبهشت1387ساعت 16:32  توسط محسن | 

zamaneh ashegham kard, man ashegh naboodam,                                                           shodam ashegh va digar rahe bargasht nadaram
bi khiyal shodamo az asheghi baraye resoidan be khodam estefade kardam                          kare tahgdir ast
kami bad eshgha dar khonam mijooshid va mijooshad                                                          che ehsase zibayi hesejalebe eshgh...                                                                           say mikonam aram va ba lahzeha harekat konam ta eshgh ra behtar bebinam ..                                                                                                                      rahe eshgh manande  rahe por abo alaf mimanad ke dor o bare jade az golhaye roze ghermez pooshide shode shode

ey dooste aziz ! az eshgh natarso ashegh sho ta lezate jade eshgho becheshi

love road                                                ..

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 18:7  توسط محسن | 

salam.. emrouz bade 1 hafte dashtam commentaye shoma aziza ro mikhoondam yeki az doostan az bi nazmiye weblog va inke hich yek az mozooha be ham ertebat nadaran shekayat karde boodan ... chand ta javab baraye in dooste azizam daram 1-age gharar bashe ye mozooye moshakhasi dar moredesh bahs beshe bahs kam miyare magar inke ye webloge goroohi bashe ke man weblogo goroohi nemikonam shayad ye roozi nazaram avaz shod 2 - tanavo too bahs dar weblog kheyl;i moheme 3- man choon bahsaye roozo migoftam va gharare az akhare tir dobare jeddi begiram karamo nemishe ye bahse sabet bashe 4 badesham ma mozoo bandi kardim ke dar kadre samte chap gharar dadim siyasi atefi va naghde ejtemai hamina fekr konam bas bashe age inkare bashin ozramo ghabool mikonin va yek khabare khoob va khosh be ehtemale ziyad sh'er ham be in kadr ezafe mikhad beshe ... sh'erhaye khodam hast kheylia khosheshoon oomade hamin sabab shode ta baratoon bezaram

montazere enteghadatoon hastam va yek tashakor az dooste azizam ke eshtebahe mano behem goft beklakhare B nazmi khodesh moshkele jedi hast

+ نوشته شده در  سه شنبه 17 اردیبهشت1387ساعت 17:34  توسط محسن | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
درباره وبلاگ
سلام .. خوش اومدین .. اسم وبلاگ غلط اندازه؟ نه این وبلاگ رپی نیست و یه وبلاگ عاشقانه و اجتماعی.. منتظر انتقادها و پیشنهاداتون هستم .. نظر هم بدین تا من دلگرم بشم برای پستهای بعدی .. حضورتون منو خوشحال میکنه ممنون از حضورتون ...سایتون کم نشه.. یا علی

نوشته های پیشین
مرداد 1387
تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
اسفند 1386
دی 1386
آبان 1386
مهر 1386
آرشیو موضوعی
سیاسی
عاطفی
نقد اجتماعی
مذهبی
پیوندها
*جزیره*
**مخیلات جغدی کم نصیب**
کاش می دونستی...
دیوانگان رقیه (س)
maleki free air
ما محکوميم به دل شکستن نه دل سپردن
کلبه عشق
آندرومدا
*مرز پر گهر*
حمید گودرزی
ترنم باران
فرزانه
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM

طراح قالب

دیجیتال کیوان